ایران - خروش قیام آفرینان در انقلاب ضدسلطنتی - از کجا تا به کجا آمده‌ایم؟ - (قسمت هشتم ـ پایانی) –

از کجا تا به کجا آمده‌ایم؟ - (قسمت هشتم ـ پایانی) –:



خورشیدی بر میهن شب‌زده
نبردهای پیاپی و حماسه‌های سراسری مجاهدین از۳۰خرداد به بعد، دامنه‌هایی شدند که در پیوستگی‌شان، به قلّه‌ی 19بهمن 60 رسیدند و در آن قلّه به «گل توفان» بدل گشتند. 19بهمن 60، خورشیدی در میهنی شب‌زده گشت و پرتوهایش هم‌چنان ارغوانی ماند. توفانی که در مسیر گسترش‌یابنده‌اش، دژها و انقیادهای ارتجاع ابلیس مسلط را در هم می‌شکست. چه ستارگانی که در شبی عمیق، «معتکف پرده‌ی غیب» بودند و در روشنایی این پرتو، از پرده‌های «شب تاریک، برون آمدند». از آن پس در هر گشایشی، افقی نوین ظهور می‌کرد و آفاق و چشم‌اندازهایی با روح و عواطف و هستی عناصر این جنبش گره خوردند. گره‌خوردن نیازهای یک جنبش با روح و عواطف و هستی عناصر آن، ضرورت انطباق فعال و عینی با شرایط پیچیده‌شونده را ایجاب می‌کرد.

تشعشع شفقی سرخ
با ستارگان دنباله‌دار خاطراتمان در سفری به منظومه‌ی تودرتوی یادها، به شبی اندوهناک و قیرین می‌رسیم. شبی در فاصله‌ی هوشیاری و ناباوری، در پای تلویزیون، تصویری را تماشا می‌کردم که از حیرتش، مردمک چشمانم نمی‌گذاشتند پلک‌هایم به هم رسند. آنجا و در فاصله‌ی آن تصویر و آن نگاه، تمام جهان برایم خلاصه‌یی از نفرت و اندوه و نیرنگ و بی‌شرمی بود. آنجا و در آن فاصله‌ی کوتاه، کسانی از امتداد شفق سرخ و ندای دانایی و حقیقت، غریب و بی‌صدا بودند و کسی از جنس شبق و شنیع و سلسله‌ی شقاوت، فاتح و سرمست می‌نمود. آن شفق و ندای حقیقت را چون گوی‌های فشرده در گهواره‌ی غلتان موسای عمران، در بارگاه خفاشان شب‌پوش و ریاکار فرعون می‌دیدم.

ادامه در لینک 
#ایران #تهران #انقلاب #آزادی   _فقیه #مسعودرجوی #مجاهدین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر