بچه هاي فقير ايران :
ﻧﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮﯼ ۱۵ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﺟﺮ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎي ﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻬﮕﯿﻠﻮﯾﻪ ﻭ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻓﻘﺮ ﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ۶ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﻭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ... « ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﻣﻦ ﻭ ﻫﺎﺟﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺸﺘﯿﻢ، ﻫﺎﺟﺮ ﻓﻘﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﻣﯽﮔﻔﺖ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﭘﺪﺭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻭﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺑﺒﺮﻡ ﻧﺒﻮﺩ. ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻭ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﻢ ﺳﻨﮕﻼﺥ؛ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﻠﻌﻪ ﺭﺋﯿﺴﯽ ﮔﭻ ﻣﯽﺑﺮﺩ،
ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﻫﺎﺟﺮ ﺷﺪ. ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺭﻭ ﻧﻮﺷﺖ. ۹۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﻣﯽﺷﺪ. ﺳﺮﻡ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﻧﻮﺷﺖ، ﺍﻣﺎ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺳﺮﻡ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﻧﺒﻮﺩ. ﺩﺭ ﺯﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍﻫﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﻫﺪﺷﺖ ۶۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻨﺪﻣﻬﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﮔﻔﺘﻢ :
ﻫﺎﺟﺮ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﻫﺎﺟﺮ ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﯽﺷﻮﻡ ... .» ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻫﺎﺟﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺟﺎﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﺁﻟﯿﺎﺯ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: « ﺑﻪ ﻫﺎﺟﺮ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺭﻣﻖ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺶ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺵ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ . ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻓﻘﺮ، ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺳﺘﻢ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ . ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺫﺍﻥ ﺻﺒﺢ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﺟﺮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪ . ﻫﺎﺟﺮ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺘﻔﺮﺍﻍ ﮐﺮﺩ، ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪ،ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺮﺩ.
ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﻫﺎﺟﺮ ﺷﺪ. ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺭﻭ ﻧﻮﺷﺖ. ۹۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﻣﯽﺷﺪ. ﺳﺮﻡ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﻧﻮﺷﺖ، ﺍﻣﺎ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺳﺮﻡ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﻧﺒﻮﺩ. ﺩﺭ ﺯﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍﻫﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﻫﺪﺷﺖ ۶۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻨﺪﻣﻬﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﮔﻔﺘﻢ :
ﻫﺎﺟﺮ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﻫﺎﺟﺮ ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﯽﺷﻮﻡ ... .» ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻫﺎﺟﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺟﺎﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﺁﻟﯿﺎﺯ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: « ﺑﻪ ﻫﺎﺟﺮ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺭﻣﻖ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺶ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺵ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ . ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻓﻘﺮ، ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺳﺘﻢ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ . ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺫﺍﻥ ﺻﺒﺢ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﺟﺮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪ . ﻫﺎﺟﺮ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺘﻔﺮﺍﻍ ﮐﺮﺩ، ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪ،ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺮﺩ.
خانم مریم رجوی در پیام خود به مناسبت روز جهانی کارگر در اردیبهشت ۱۳۹۴ گفتند:
كارگران ايران در شرايطي به چنين رويارويي فزايندهيي عليه رژيم حاكم رو آوردهاند كه از دوران قحطيهاي پس از جنگ جهاني دوم به اين سو، يعني از 70 سال پيش تاكنون، هیچگاه کارگران ایران تا اين پايه گرفتار فقر و سركوب و بيحقوقي و ناامني شغلي نبودهاند. در پاييز سال گذشته بانک مرکزی رژيم اعلام کرد که هزینه خانوار ایرانی در سال گذشته ۳۱.۴ درصد نسبت به سال۹۱ افزایش یافته است. اين وضعيت كه بسياري خانوادهها را به زير خط فقر ساقط كرده، در مورد كارگران وخيم تر است. به اعتراف مقامهاي رژيم، «هماكنون معيشت ۹۰ درصد جامعه كارگري كشور زيرخط فقر بوده و ۱۰ درصد باقيمانده نيز با خط فقر فاصله چنداني ندارند». از سال ۸۴ تاکنون قدرت خرید کارگران ۷۳ درصد کاهش یافته است. و «شکاف موجود بین دستمزد و مخارج خانوارهای کارگری که بیشتر از ۵۰ درصد کل شاغلان را تشکیل میدهند، باعث انجام فعالیتهای اجباری در بازارهای غیررسمی، دلالی، شب کاری، کار پاره وقت و مواردی از این دست برای امرار معاش شده است». همچنين اگر چه حداقل دستمزد تعيين شده براي كارگران، فاصله زيادي با هزينه واقعي خانوارهاي كارگري دارد، اما «در حال حاضر ۵ میلیون نفر کمتر از حداقل دستمزد مصوب ادارة کار را دریافت میکنند و بدون هرگونه بیمه و شناسنامه کاری هستند».
كارگران ايران در شرايطي به چنين رويارويي فزايندهيي عليه رژيم حاكم رو آوردهاند كه از دوران قحطيهاي پس از جنگ جهاني دوم به اين سو، يعني از 70 سال پيش تاكنون، هیچگاه کارگران ایران تا اين پايه گرفتار فقر و سركوب و بيحقوقي و ناامني شغلي نبودهاند. در پاييز سال گذشته بانک مرکزی رژيم اعلام کرد که هزینه خانوار ایرانی در سال گذشته ۳۱.۴ درصد نسبت به سال۹۱ افزایش یافته است. اين وضعيت كه بسياري خانوادهها را به زير خط فقر ساقط كرده، در مورد كارگران وخيم تر است. به اعتراف مقامهاي رژيم، «هماكنون معيشت ۹۰ درصد جامعه كارگري كشور زيرخط فقر بوده و ۱۰ درصد باقيمانده نيز با خط فقر فاصله چنداني ندارند». از سال ۸۴ تاکنون قدرت خرید کارگران ۷۳ درصد کاهش یافته است. و «شکاف موجود بین دستمزد و مخارج خانوارهای کارگری که بیشتر از ۵۰ درصد کل شاغلان را تشکیل میدهند، باعث انجام فعالیتهای اجباری در بازارهای غیررسمی، دلالی، شب کاری، کار پاره وقت و مواردی از این دست برای امرار معاش شده است». همچنين اگر چه حداقل دستمزد تعيين شده براي كارگران، فاصله زيادي با هزينه واقعي خانوارهاي كارگري دارد، اما «در حال حاضر ۵ میلیون نفر کمتر از حداقل دستمزد مصوب ادارة کار را دریافت میکنند و بدون هرگونه بیمه و شناسنامه کاری هستند».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر