آزادی را هیچگاه در سینی طلایی تقدیم هیچ ملتی نمی کنند. آزادی با خون آبیاری شده و چون درختی جوان تنومند می شود. ایران این زیباترین وطن هم بهترین ها، خون و جان و مالشان را نثار راه آزادی کردند و می کنند. سوفان چان ما برهان یکی از همین کسانی بود که در راه آزادی بشهادت رسید:
شهدای
راه آزادی
سوفان
چان مان برهان
زنی
آزاده از چین که جان بر سر آزادی مردم ایران گذاشت
تاريخ
تولد: 1337(30ساله)
محل
تولد: اوگاندا- كامپلا
تحصيلات : ليسانس – انگلستان
سابقه مبارزاتي: 9 سال
تحصيلات : ليسانس – انگلستان
سابقه مبارزاتي: 9 سال
یکی
از ویژگیهای مبارزات مردم ایران شرکت فعال زنان در تمامی پهنه هاست. اما این میان
حضور و شرکت زنانی با ملیتهایی دیگر بسیار خیره کننده و تأمل انگیز است.
یکی
از این قهرمان سو فان چان زنی چینی است که خود را وقف آزادی مردم ایران کرد و در
این راه جان باخت.
پدر
«سو» چيني و مادرش اهل هنگ كنگ بود. پدر که در ارتش انگليس بود، بعد از انقلاب چين
به اوگاندا رفته و بعد از كودتاي عيدي امين در اوگاندا همراه با خانواده اش راهي
انگلستان ميشود. «سو» از 12سالگي در انگليس بوده و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد.
در
دانشگاه با مجاهدين آشنا ميشود و به صورت حرفهاي شروع به کار می کند. سو در
سالهاي بعد به پایگاههای ارتش آزادیبخش رفته و در چند عمليات نظامي بزرگ شركت ميكند.
او
با فروتني ها و «خاكي» بودنش شناخته می شد. طوري رفتار ميكرد كه هيچ كس نميفهميد
با يك زن چيني الاصل سر و كار دارد كه فارسي را چند سال است آموخته است.
«سو»
وقتي به «فروغ» ميرود دختري سه سال و نيمه به نام حنيفه داشت. در آخرين ساعات
حركت همسرش به او می گوید: اين نبرد با نبردهاي ديگر فرق دارد. تو يك خارجي هستي،
دختري كم سن و سال هم داري. بنابراين اصلا كسي از تو انتظار ندارد تا به چنين
نبردي بيايي. اگر ميخواهي برگرد و برو و دخترت را بزرگ كن!
و
«سو» در پاسخ می گوید: اشتباه تو اين است كه فكر ميكني به خاطر تو است كه من به
اين نبرد آمدهام. من به خاطر آرمانم اينجا هستم. حنيفه هم مثل بقيه بچههاي ديگر.
يا به ايران ميرويم و او هم در كنار بقيه بچه ها بزرگ ميشود، يا اگر من برنگشتم
باز هم مثل بقيه بچهها. هرچه سر آنها آمد حنيفه هم مثل آنها....
«سو»
با عشقی سرشار به آزادی و ایمان به مسیری که انتخاب کرده بود در عملیات فروغ
جاویدان در موضع فرماندهی یکی از یگانهای ارتش آزادی شرکت کرد و در نبردی با شکوه
به شهادت رسید.
چشماني
از مينياتور ناب داشت
و
دستانش
گنج
پنهان مهرباني بود.
براي
همين هميشه از خاك او
چشمة
عتيق ترانههاي بيدار ميجوشد.
خانم مریم رجوی در پیام خود در ۲۲فر وردین ۹۴ به کنگره بین المللی زنان در اسپانیا گفت:
زنان از اغلب حقوق و آزاديهاي عمومي، حتي از تماشاي مسابقات در استاديومهاي ورزشي ياخواندن آواز، محرومند و از صحنة فعاليت اجتماعي حذف ميشوند. و آخوندها براي سركوب زنان در تمام حيطههاي زندگي آنان دخالت ميكنند.بنيادگرايان مهمترين تهديد اجتماعي خود را نيروي آزاديخواهي و برابري طلبي ميبينند. خواستهاي زنان و ايستادگيشان بيشترين تهديد را متوجه بنيادگرايان ميكند. و به همين دليل در ايران، فاشيسم ديني حاكم بر ايران، ركوردار كشتار زنان سياسي در جهان معاصر است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر